السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
279
تفسير الميزان ( فارسي )
مىدهد . و در الدر المنثور است كه ابن جرير از ابن عباس روايت كرده كه گفت : خداى تعالى « نون » را كه عبارت بود از يك دوات بيافريد ، و قلم را نيز خلق كرد ، پس به قلم گفت بنويس . قلم پرسيد : چه بنويسم ؟ گفت : بنويس آنچه را كه تا روز قيامت خواهد شد ، چه اعمالى كه به عنوان خير و احسان صورت مىگيرد ، و چه اعمالى كه به منظور فجور انجام مىشود ، چه رزقى كه از حلال داده مىشود ، و چه آنكه از حرام مصرف مىگردد ، آن گاه حالت و شؤون هر يك از اينها را نيز ثبت كن كه : چه وقت در دنيا خلق و ظاهر مىشود ، و چقدر در دنيا مىماند ، و چه وقت و چه جور از دنيا بيرون مىشود . آن گاه خداى تعالى بر هر يك از بندگانش حافظانى و بر كتابش خازنانى گماشت تا آن را حفظ كنند ، و همه روزه عمل آن روز را از آن خازن گرفته استنساخ مىكنند ، و چون آن رزق تمام شود آن دستور هم تمام مىشود ، و اجل منقضى مىگردد آن وقت حافظان نزد خازنان آمده عمل آن روز كسانى را كه اينان موكل بر آنند مطالبه مىكنند خازنان مىگويند : ما براى رفقاى شما نزد خود عملى نمىيابيم ، حافظان برمىگردند و متوجه مىشوند كه رفقايشان مردهاند . ابن عباس گفت : مگر شما عرب نيستيد ؟ مىشنويد كه حافظان مىگويند * ( « إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » ) * . استنساخ وقتى صورت مىگيرد كه كتابى باشد تا از آن نسخه بردارند « 1 » . مؤلف : اين خبر بطورى كه ملاحظه مىفرماييد آيه شريفه را جزء كلام ملائكه حفظه شمرده است . و نيز در همان كتاب است كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه در ذيل اين آيه گفته است : حفظه از ام الكتاب آنچه را كه بنى نوع بشر عمل مىنمايند استنساخ مىكنند ، چون هر انسانى همان را عمل مىكند كه ملائكه از ام الكتاب استنساخ كردهاند « 2 » . و از كتاب سعد السعود ابن طاووس نقل شده كه بعد از آنكه مساله دو فرشته موكل بر هر بنده را ذكر كرده ، گفته است : و در روايتى آمده كه اين دو ملك هر صبح و شام كه مىخواهند نازل شوند ، اسرافيل عمل آن بنده را از لوح محفوظ استنساخ نموده بدست آن دو مىدهد ، و چون هر صبح و شام صعود مىكنند ، و نامه عمل آن روز بنده را مىبرند ، به دست
--> ( 1 و 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 37 .